
بشنو همسفر من ، با هم رهسپار راه درديم
با هم لحظه ها را گريه كرديم ، ما در صداي بي صداي گريه بوديم
ما از عبور تلخ لحظه قصه ساختيم
شايد در اين راه اگر تنها بمانيم
وقت رسيدن ، شعر خوشبختي بخوانيم
حس ميكنم زمستون پارسال گرم گرم گرم بودم .. اما امسال زمستون نشده خيلي سردمه
خدا هم دلش ميگيره ؟ حتماً ميگيره كه اين حس رو براي ما هم بوجود آورده![]()
به قول شاعر : مرا دردیست به سنگینی اشک
گریه ابر را به خاطر بسپار که دوست داشتنی ترین گریه دنیاست
|+|
نوشته شده توسط ღ پسر شجاع ღ در چهارشنبه 14 آذر1386 و ساعت 1:1

