تبليغاتX
ღ پسر شجاع و خانوم کوچولوش ღ
 
این روزها .. 
 

به نام آرام دلهــــا

 

باز محتاج جملات شده ام يه دل گرفته و كلي حرف ناگفته..!

 متاسفانه و به دلايل نامعلوم ، هيچ وقت  فرصت و حوصله كافي براي  نوشتن  نداشته و ندارم

خيلي وقت بود که ننوشته بودم يعني خيلي چيزها يادم رفته بود....

حال و حوصله ندارم....... الکي خودمو شاد نشون ميدم غافل از اينکه تو دلم غوغاييه

 

 

رفتــــــه ام زيــــاد تو از اين ديــــار هـــم        آزرده از ســــکــوت تــــو از روزگــــار هم

 

 

رفتـــــم زياد تو بيـــــرون اما چــــه فــايده       هر شـــب به يــاد تو هســتم بي اخـــتيار هـم

 

 

داخل پرانتز اينكه ...

نازنيناني كه غالبا افتخار آشنايي شان را ندارم و بي خبر قدم رنجه مي فرمايند..

و گاهي از حضوري حرف مي زنند كه علاوه بر شرمندگي بنده ! موجبات  گه گاهي نوشتن را

در وبلاگشان فراهم مي آورد ... لذا از اين مهمان هاي محترم با سپاس ويژه از لطف حضورشان ،

 احتراما تقاضا دارم بي جهت ما را گيج نفرمايند ! سپاس ...

مهم نيست اينجا کسي مياد يا نه مهم نيست اينجا کسي نظر ميده يا نه.......

مهم اينه که دلم مي خواد بنويسم فقط براي  اون يه نفري که منتظره اينجا آپ بشه ..!

 

|+|  
نوشته شده توسط ღ پسر شجاع ღ در چهارشنبه 16 بهمن1387 و ساعت 20:38